نی چو بینم یادم آید نینوا
دل شــود نـالان بـه یـاد کـربـلا
از جفای نی دلم آتش گرفت
کاش نی از ریشه آتش می گرفت
رفت بر نی رأس پر خـون حسین
بود زینب پای نی در شور و شین
نی زِ حلقوم حسین خون می مکید
پـای نی زیـنب گریـبان می دریـد
دیـد بر نی چـون سر آن حق پرست
سر به محمل زد جبین خود شکست
رفت نی در شام و در طشت طلا
می خـورد نـی بر لـب آن مـقـتدا